تبليغاتX
عشق و عرفان


عشق و عرفان








 

همیشه این عشق های زمینی و مجازی بودند که انسانها را به عشق آسمانی و حقیقی رسانده اند.

راستی چه شده است ما را ؟

پس میتوان گفت از شاعر نامدار و حکیم بزرگ کشوزمان سعدی که :

هرکه را عشق نباشد نتوان زنده شمرد       وان که جانش زمحبت اثری یافت نمرد

و البته مسلم است که انتها و ریشه عشق های زمینی عشق آسمانی است لذا باید توجه داشت که سمت سوی ان  عشق را به سوی معشوق واقعی و آسمانی که از ضمیر ناخود اگاه انسان سرچشمه میگیرد باشد و در این صورت است که معنای عشق به کمال خود میرسد.

علم روانشناسی بر این نکته تاکید دارد که هیچگاه پنجره ای را که باز کردیم فقط جلوی ان را نبینیم بلکه انتهای ان را مشاهده کنیم که به کجا ختم میشود چون در این صورت است که چشم اندازها را از پس سالها خواهیم دید و به هدف و آرزوی واقعی و حقیقی خود خواهیم رسید. حال آیا عشق یک مساله روانی نیست؟ و نیازی به دور اندیشی ندارد؟ و آیا این عشق چشم اندازی ندارد؟ قطعا جواب همه اینها و سولات دیگر در این وادی کاملا مثبت است.  حال که عشق یک مساله روانی است و به طور قطع دارای چشم اندازهای بسیار فراوانی است پس جای شکی نیست که نیاز مبرم به دوراندیشی دارد و باید انتهای آن را مورد برسی قرار داد و سعی کرد پایان آن را دید. مشخصا زمانی این پایان خوش آیند خواهد بود  که چشم انداز زیبایی را در انتها ببینیم که چنین چشم اندازی ما را برای رسیدن به آن پایان ترغیب و تشویق میکند و حرکت مارا از مبدا بسوی مقصد تسریع میبخشد.

 لذا عاقلانه است که این مسیر بسیار دور و در از را با نقشه ای اصولی طی کرده تا به چشم انداز زیبای آخرین خود که چیزی جز رسیدن به عشق آسمانی و حقیقی نیست برسیم.

پس باید دانست که همین عشق زمینی و مجازی امانتی  از سوی عشق آسمانی و حقیقی

 پروردگار جهانیان –عالم عیان و نهان- خالق هستی بخش است.

او انسان را امین خود دانست که عشق را به دستش به امانت گذارد. و مگر نفرمودند که امانت را حرمتتی است که نباید در آن خیانت نمود. آری این امیر عشق و عرفان ُعلی (ع)است که میفرماید:

لا تخن من إيتمنك . یعنی : به کسی که تو را امین قرار داده خیانت مکن

پس چه شده است ما را؟ که این چنین به امانت خدای خود خیانت کرده و امانت او را فقط در راستای اهداف دنیوی خود بکار گرفته و فقط چند متری خود را مینگریم نه انتهای پنجره باز شده را.

 چه شده است ما را؟که اینچنین چشم اندازهای زیبای الهی را کنار گذاشته و و کثافت های گندیده خود را بر سر راه خود قرار دادیم.

چه شده است ما را؟ که با دور اندیشی به این امانت نمینگریم و میکوشیم که آن را با هر راهی برای امروز بدست آوریم نه فردا.

 چه شده است ما را؟ که عشق را که جز زیبایی و شادی نیست برای ما زشتی و تلخی را بدنبال دارد.

راستی چه شده است ما را؟ که اینچنین عشق های دنیوی ما را از عشق به خدا و یاد او سالها دور کرده و حاظر شده ایم هر کار زشتی را برای رسیدن به این عشق دروغین انجام دهیم. غیبت کنیم- تهمت بزنیم-تهدید کنیم و حتی بکشیم.

راستی چه شده است ما را؟ که این سمند ما را از عشق های زمینی و مجازی به عشق های آسمانی و حقیقی نمی رساند.

راستی ما را چه شده است؟ 

+ نوشته شده در   ساعت 1  توسط علیرضا اسدنژاد  | 


+ نوشته شده در   ساعت 6  توسط علیرضا اسدنژاد 


شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها « تنها دلیل خلقت آفرینش » بر عموم مردم جهان تسلیت باد.
+ نوشته شده در   ساعت 0  توسط علیرضا اسدنژاد 


منتظر پستهای بعدی باشید
+ نوشته شده در   ساعت 2  توسط علیرضا اسدنژاد  | 


در مقاله قبل خود با عنوان در تفسیر عشق گفتیم که واژه عشق به چه معناست. حال میخواهیم بدانیم هر یک از این معانی چگونه ما را به سر منزل مقصود می رساند ؟

«تا سر منزل دوست 1»

علاقه اولین معنایی است که ما از عشق میتوانیم داشته باشیم . حال میخواهیم بدانیم علاقه به چه معنایی است. واژه علاقه دارای ریشه ای است به نام علق که در دستور و زبان عربی ثلاثی مجرد می باشد و جمع آن علایق است که این نمونه جمع بستن مختص کلمات عربی است و جمع مکسر نامیده میشود. البته ما به معنای عربی آن کاری نخواهیم داشت و آنرا به معنای عامه خود ت توضیح خواهیم داد . چنین است در اطراف واژه علاقه.

در فرهنگ لغت کلمه علاقه به معنای دوستی و دوست داشتن و دلبستگی آمده است . و اما علاقه چگونه میتواند ابزاری باشد در راستای رسیدن به هدف ؟


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   ساعت 16  توسط علیرضا اسدنژاد  | 


روز آزادسازی خرمشهر روز عشق و عرفان و ایثار بر همگان مبارکباد.
+ نوشته شده در   ساعت 3  توسط علیرضا اسدنژاد 


 

در مقاله های گذشته خود از عشق و رابطه آن با عرفان به طور گذرا صحبت هایی کردیم. حال میخواهیم بدانیم که واژه عشق به چه معنا میتواند باشد که ما آن را با واژه عظیم و روحانی عرفان می آوریم.

« در تفسیرعشق »

امروزه با بالاتر رفتن درک و شعور، انسانها واژه عشق را به گونه های مختلفی تعبیر و تفسیر نموده اند . با توجه به اینکه خود چند معانی را از این واژه استخراج نموده ام لیکن د ر این مقاله خواهم گفت که خلاصه ترین و در عین حال کامل ترین  این معانی را اگر دیدگان خود باز کنیم و با نگاهی عامه و نه از روی میل و احساسات خود به این مهم بنگر یم ، بدین گونه خواهد شد :


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   ساعت 1  توسط علیرضا اسدنژاد  | 


چگونه باید دانست که عشق چیست.

آیا عشق متعلق به اشیاء بی جان هم میشود یا صرفا به موجودات زنده تعلق دارد.

«عشق به معنی امروزی»

متاسفانه میبینیم امروزه از واژه عشق به عنوان یک واژه کلامی عامیانه و روزمره ای استفاده میشود که آن را کاملا بی ارزش کرده است.

در مقاله گذشته خود گفتیم که عشق به ذات اقدس الهی تعلق دارد و بس .

امروزه عشق را در هر جایی که احساسات حتی به کمترین درجه خود نیز برسد بکار گرفته میشود . ادامه مطلب بیشتر میگوید.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   ساعت 1  توسط علیرضا اسدنژاد  |