|
عکست را در گلدانی از جنس عشق خواهم گذارد
آه اين غم چقدر سنگين است راستي داغ برادر اين است؟ سبدم پر شده از تاريکي اي فلک رسم رفاقت اين است؟
گرچه من ميشکنم در خود يکسر، امير مرگ حق است، تبسّم کن و بگذر، امير مرگ، پايان کبوتر نيست، وقتي بيبال تا خدا پل زدهاي مثل کبوتر، امير نام تو شهرهتر از قاف شدهست اي سيمرغ باز هم پر بگشا در خود بيپر، امير مرگ مرگ است ولي مرگ تو مرگي دگر است داغ، داغ است ولي داغ برادر...امير راستي مرگ چه جوري ست؟ مرا ميبيني؟ چه خبر داري از عالم ديگر، امير پيشتر از من دلتنگ گذشتي، بگذر ما همه ميگذريم آخر از اين در، امير
|
About
مرداد 1389 تیر 1389 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|